راندن ابرهای مزاحم

دخترکوچولو بیدار شد و فریاد زد: آخ جون! صبح شده! او خیلی خوشحال است، چون امروز روز جشن است. مدرسه می‌خواهد جشنی برپا کند. او از رختخواب بیرون می‌پرد و پنجره را باز می‌کند. وای، یک تکه ابر سفید کوچولو دارد او را نگاه می‌کند. دخترک فریاد می‌زند: «برو! از این جا برو!» او می‌خواهد ابر را از آن‌جا دور کند. نباید امروز حتی یک قطره باران بیاید. دخترک، با تمام قدرتش، فوت می‌کند تا ابر ناپدید شود، اما ابر بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شود؛ به اندازه‌ی تخم شترمرغ. دخترک آن قدر فوت می‌کند که تخم می‌شکند و از داخل آن یک مارمولک بیرون می‌آید، اما مارمولک به یک سوسمار بزرگ تیز دندان تبدیل می‌شود! حدس می‌زنی دخترکوچولو می‌تواند ابر را از آنجا دور کند یا باران می‌بارد؟
ویژگی کتاب تخیل دخترک است در بیرون راندن ابر از آسمان جشن و توانایی تصویرگر در به تصویر درآوردن تخیل. تصویرگر برای تصویرسازی از تکنیک کلاژ کاغذ بهره گرفته است. مخاطب، با دنبال کردن تصاویر، بسیار راحت با این تکنیک آشنا و به انجام کاردستی ـ کلاژ تشویق می‌شود.

ابرهایی برای یک جشن
نویسنده: خولیا سان میگل
تصویرگر: ویولتا مونرآل
مترجم: مهران فرهادزادگان
ناشر: نشر نوشته (کتاب‌های خورشید خانم)
24 صفحه
1500 تومان

· 26 بهمن، 1393

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *