ماجراجویی در مسیر طولانی بازگشت به خانه

شنیدن یک خاطره‌ی هیجان‌انگیز در چه حالتی جالب‌تر است؟ اگر از من بپرسید، دوست دارم از زبان کسی که آن‌جا بوده بشنوم. دوست دارم با آب‌وتاب برایم تعریف کند و حتی بین جمله‌هایش مکث کند. برای همین فکر می‌کنم مجموعه‌ی چارلی کوچولو می‌تواند خواننده را به دنبال خودش بکشد. می‌تواند حتی گاهی نفسش را در سینه حبس کند و او را وادار کند سراغ صفحه‌های بعد برود که بفهمد چارلی چه‌طور از این همه دردسر جان سالم به در می‌برد و آیا واقعا می‌برد؟ هیچ نشانه‌ای از چارلی نیست؛ حتی ناشری هم که خاطرات او را برای بچه‌ها منتشر می‌کند تا به حال او را ندیده است.
چارلی بچه‌ی طنازی است. او می‌تواند حتی در چیزهای ساده هم چیزهای بامزه پیدا و تعریف کند. او می‌تواند نقاشی اتفاقات را هم در دفترچه خاطراتش بکشد که خواننده از این همه نوشته پشت سر هم خسته نشود. چارلی باهوش و اهل ماجراجویی است و اعتماد به نفس بالایی دارد. اما یک چیز در کل کتاب بیش‌تر به چشم من می‌آید و به دلم می‌نشیند، چارلی دلش برای خانه تنگ شده است و در نهایت همه‌ی این ماجراجویی‌ها و توی دل خطر رفتن‌ها می‌خواهد به خانه برگردد. خودش می‌گوید چهارصد سال است که دارد به دنبال راه برگشت به خانه از این سر دنیا به آن سر دنیا می‌رود. به همین خاطر است که خاطره‌های چارلی فقط ردیف کردن یک سری ماجراجویی نیست. می‌گوید هشت سال دارد و توی این چهارصد سال بزرگ نشده است، اما همین چارلی هشت‌ ساله حواسش هست که به خاطر این همه ماجراجویی و قهرمان‌بازی به خودش مغرور نشود.
خواندن خاطرات گاهی از شنیدن‌شان هم بیش‌تر آدم را توی دل ماجرا می‌برد. شاید چارلی هم این را می‌داند که هر بار فقط دست‌نوشته‌هایش را، آن هم به دست یک ناشناس، به ناشر می‌سپرد. باید دید در انتهای هشت دفترچه‌ی خاطرات، چه بر سر چارلی می‌آید.

دفترچه خاطرات چارلی کوچولو
نویسنده: دیوید فیکلینگ
مترجم: فرمهر امیردوست، آراز ایلخچویی
ناشر: حوض نقره
جنگل جمجمه‌ها/ شهر گوریل‌ها/ کشتی دزدان دریایی/ کوهستان سرنوشت/ دنیای زیرزمین/ مسیر یخ‌زده/ مقبره‌ی مومیایی/ زندان مرد عروسک‌گردان

· 22 بهمن، 1393

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *