پسر معمولی و قصه‌های عجیب یک خیابان

حتماً چیزی که یک کودک کنجکاو در اطرافش می‌بیند، با آن‌چه آدم‌های معمولی دیگر می‌بینند متفاوت است که یک خیابان معمولی، تبدیل به خیابانی عجیب با قصه‌ها و آدم‌های متفاوت می‌شود؛ آن هم از دید کودکی که خودش اصرار دارد: «من یک پسر معمولی هستم و توی یک خانهٔ معمولی با در و پنجره‌های معمولی زندگی می‌کنم.»
این پسر تقریباً معمولی، جانی اسمیت، خیلی به دور و برش توجه می‌کند و هربار متوجه یک نکتهٔ عجیب در این خیابان می‌شود.
جانی اسمیت یک مشکل دارد: دوچرخه‌اش کهنه است و یک راه حل دارد؛ باید برای دوچرخهٔ تازه پول جمع کند.
راه حلی که او را برای پخش کردن روزنامه، راهی خیابانی می‌کند که هر کدام از ساکنانش داستان جالبی دارند. قدرت تخیل جانی و توجه او به مسائل جزئی، عجیب بودن ساکنان خیابان را پررنگ می‌کند و کنجکاوی جانی را برمی انگیزد تا به دنبال کشف قصه‌های تازه باشد.
جانی که به خیابان عجیب و قصه‌هایش علاقه پیدا کرده است، حتی بعد از اینکه توانایی خرید دوچرخهٔ تازه را پیدا می‌کند، باز هم دست از کار روزنامه رسانی برنمی‌دارد. تصورات بامزه جانی که ظاهری منطقی دارد، مخاطب را با استدلال‌های یک کودک ماجراجو آشنا می‌کند که در عین حال، هیچ کس حرف‌هایش را باور نمی‌کند. با این همه جانی ناامید نمی‌شود و نه تنها برای ثابت کردن حرف‌هایش به دنبال شاهد و مدرک می‌رود؛ بلکه وقتی حرفش را ثابت می‌کند، پای پدر و شهردار و معلم‌های مدرسه را هم وسط می‌کشد تا مشکلات آدم‌های خیابان عجیب را حل کند.
پر رنگ شدن نقش مکانی به اسم «خیابان عجیب» در این مجموعه که بستر وقوع اتفاق‌هاست، این مجموعه را از دیگر مجموعه‌هایی که برای کودکان منتشر می‌شود، متفاوت می‌کند. در این کتاب‌ها، مکان نیز انگار شخصیت می‌یابد.
مجموعه کتاب‌های خیابان عجیب، برای بچه‌های دبستانی جذاب است و خواندنشان توصیه می‌شود.

· 17 بهمن، 1393

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *