رؤیای فصل خاکستر

آتوسا صالحی

«گربه و دختر با هم بزرگ شده بودند، عادت‌های شبیه به هم داشتند، مثلاً هر دو از آفتاب متنفر بودند. صبح‌های تابستان، که گربه‌ها توی آفتاب لم می‌دادند و تن‌شان را لیس می‌زدند، دختر گربه‌ی خودش را بغل می‌کرد و پرده‌های اتاق را می‌کشید که نور خورشید اذیت‌شان نکند. دختر برای گربه کتاب می‌خواند، گربه گوش می‌داد، و وقتی خوشش می‌آمد، میو میو می‌کرد.
اما دوست داشتن کتاب و تنفر از آفتاب مهم‌ترین شباهت‌شان نبود. یک چیز مهم‌تر هم بود: گربه هفت تا جان داشت، دختر هم. (جشن خاکستر، صفحه‌ی 37)»
ماه‌نگار دختری است در آستانه‌ی پانزده سالگی. مادرش، فروزنده، مثل اغلب مادرهای شهری، نگران است؛ مادری که مرتب به خاطر اشتباهات دخترش سرش غر می‌زند و از او خرده می‌گیرد. تازگی کتابی به دست ماه‌نگار افتاده: کتابی معمایی، که انگار با زندگی واقعی‌اش گره خورده است. زندگی شخصیت دخترِ توی داستان شباهت زیادی به زندگی مادرش دارد. ماه‌نگار حدس می‌زند که مادرش دارد رازی را از او مخفی می‌کند و سعی دارد تا با کمک دوست شیطان و پر شر و شورش، آهو، سر از این راز دربیاورد. سرانجام ماه‌نگار از راز عجیب پرده برمی‌دارد: مادرش هفت جان دارد. او هر بار آتش می‌گیرد و خاکستر می‌شود و چون نوزادی، به همراه گربه‌ی خانگی‌اش، از نو به دنیا می‌آید… .
جشن خاکستر داستانی است خوش‌خوان، با نثری روان و شیرین، که نه متوقف می‌شود و نه کُند؛ نه مقدمه‌چینی دارد، نه در تلاش است تا شخصیت‌ها را در شروع داستان معرفی کند؛ و نمی‌خواهد برای هر اتفاق دلیل و منطق بتراشد؛ برخلاف اغلب داستان‌های فانتزی کودک و نوجوان وطنی، که در فضایی واقع‌گرا شکل می‌گیرند، جشن خاکستر سعی نمی‌کند به جای روایت داستان اطلاعات بدهد و یا خودش را اثبات کند. و همین نقطه‌ی قوت اثر می‌شود. داستان می‌خواهد داستان بگوید. نمی‌خواهد از خودش دفاع کند، نمی‌خواهد خودش را توجیه کند و یا برای منتقدان احتمالی شعار بدهد و دلایل محکمه‌پسند رو کند. اطلاعات داستانی هم از همین رو، در جریان داستان و با چینشی درست، یکی پس از دیگری، به میدان می‌آیند تا مخاطب نوجوان از راه نماند و هم‌چنان با ماه‌نگار و آهو به دنبال حقیقت، از خانه‌ای به خانه‌ای، برود و برگ‌های کتاب را به سرعت ورق بزند.
شاید بتوان از شخصیت‌پردازی فروزنده، پس از نوزاد شدن، و منطق داستانی، در مواردی که گره‌های داستانی به سرعت و به راحتی باز می‌شوند ـ مثل پیدا شدن کتاب، به مدرسه رفتن ماه‌نگار در عین نگهداری‌اش از نوزاد، و خواب بودن نوزاد در مواردی که نویسنده به آن احتیاج دارد! ـ و نگاه سهل‌گیرانه‌ای که از اواسط داستان به بعد بر رفتار شخصیت‌ها و کنش‌ها و واکنش‌های‌شان حاکم می‌شود، انتقاد کرد… . اما اولین رمان مریم محمدخانی نویدگر حضور نویسنده‌ای با استعداد و خوش‌ذوق است؛ نویسنده‌ای که حس و دنیای نوجوان امروز را می‌شناسد و با دنیای ادبیات مدرن و حال و هوای زندگی شهری بیگانه نیست. او با زبان داستانی‌اش مخاطب را با خود همراه می‌کند و اهل تجربه‌ی موضوعات متفاوت و فضاهایی تازه است و آمده تا از روحیه‌ی حقیقت‌جو، کنجکاو و در عین حال پر شر و شور و سازش‌ناپذیر نوجوان امروز سخن بگوید… .

جشن خاکستر
نویسنده: مریم محمدخانی
ویراستار: عذرا جوزدانی
ناشر: چکه و شهر قلم
168 صفحه
3600 تومان

· 12 مرداد، 1394

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *