n00214587-r-b-021

می‌شود لاک‌پشت بود، اما پرید

نلی محجوب: لاک‌پشت پرنده؟! اولین واکنش افراد به همین اسم است. مگر لاک‌پشت هم می‌پرد؟ در جواب باید گفت: فقط باید بخواهد… سرعت، امروزه در جهان حرف اول را می‌زند و آدم‌ها با حجم زیاد اطلاعات سر و کار دارند. یکی از شیوه‌های موفق برای هر محصول تبدیل ‌شدن به نامی آشناست برای مخاطب. ایجاد ارتباط دائم با مخاطب امروزی در بازار، نیازمند اعتمادسازی متقابل، تبلیغ و هزار و یک شیوه بازاریابی است، از اپلیکیشن و تیزر و بیلبورد گرفته تا… اما گاهی این تلقی که کتاب کالا نیست نگرش افراد را دگرگون می‌کند. حقیقت این است که کتاب کالایی فرهنگی است. کالایی که مثل هر محصول تولیدشده مستلزم این است که از یکسری استانداردهای اولیه برخوردار باشد. شاید به نظر برخی، وزارت ارشاد همان استاندارد اولیه را صادر می‌کند. اگر هم‌چنین باشد نقش iso‌های مختلف را نمی‌شود نادیده گرفت. هر کالایی برای اعتبار بیشتر نیاز به دریافت جوایز و…

n00214587-r-b-020

سه سال پرواز با لاک‌پشت

زمستان سال ۹۰ پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان پس از چند سال وقفه دوباره منتشر شد. پژوهشنامه‌ای با جلد قرمزرنگ که وقتی به فهرست مطالب آن نگاه می‌کردی، آن پایین عنوان تازه‌ای می‌دیدی: فهرست لاک‌پشت پرنده. نامی که آن زمان حتی برای اهالی ادبیات کودک و نوجوان هم ناشناخته بود اما بعد به نامی آشنا تبدیل شد و توانست به عنوان مهر تاییدی بر کتاب‌های کودک و نوجوان شناخته شود. لاک‌پشت پرنده با نشانی که کیانوش غریب‌پور برای آن طراحی کرد هر فصل بر پیشانی کتاب‌هایی که داوران تایید می‌کردند نشست، لاک‌پشتی که کتابی در قلب خود داشت و به مخاطبانش، بچه‌ها لبخند می‌زد. حالا اگر کسی از چیستی لاک‌پشت پرنده بپرسد خیلی از والدین هم می‌توانند بگویند که لاک‌پشت پرنده، فهرستی است از کتاب‌های مناسب هر فصل که به انتخاب گروهی از مولفان و منتقدان و کارشناسان ادبیات کودک و نوجوان تهیه می‌شود. فهرستی که هر فصل جشن امضایی…

n00214587-r-b-013

چه کسی لاک‌پشت‌ها را به پرواز درآورد؟

معصومه انصاریان: سال  ۱۳۸۴ بود. دولت نهم با وعده و وعیدهای بسیار روی کار آمده بود. گرچه برخی به آن وعده‌ها دلخوش بودند اما در عمل مسیر دیگری طی شد. عرصه فرهنگ و مطبوعات هم بی‌نصیب نماند. کتاب ماه کودک و نوجوان در آستانه انتشار صدمین شماره‌اش بود که سردبیرش را عوض کردند. جلسات منظم ماهانه هیات تحریریه، نشست‌های تخصصی و نشست‌های نقد کتاب مخاطبان کودک و نوجوان یکی پس از دیگری تعطیل شد. وضعیت غم‌انگیزی بود. با یک تغییر مدیریتی یکباره همه چیز از هم پاشید. گویی خزان عرصه ادب و فرهنگ در رسیده بود. به عنوان یکی از اعضای تحریریه آن روز هرگز گمان نمی‌کردم از دل آن خزان و از هم‌پاشیدگی تاسف‌بار دلسردکننده، بهاری در رسد و جایزه ادبی سر برآورد. لابد آنها که سازماندهی تولید یک نشریه تخصصی را بر هم زده بودند انتظاری جز یاس و انفعال نیروهای فعال نشریه را نداشتند اما نه کسی…

رِنجر‌ی به نام ویل

علی خاکبازان «مادر این طفل در زایشگاه مُرده است. پدر مثل قهرمانی جنگیده و کشته شده. لطفاً از او نگهداری کنید. نامش ویل است. «پدرش مبارز سلحشوری بود و لابد انتظار داشت ویل هم پا جای پای او بگذرد. برای همین، انتخاب شدنش در مدرسه‌ی نظامی اهمیت زیادی داشت؛ هرچه احتمال این انتخاب کم‌تر می‌شد، ویل با ولع بیش‌تری به این رؤیا چنگ می‌زد.» (از متن کتاب) مورگاراث، فرمانروای کوهستان باران و ظلمت، ارباب پیشین سرزمین گورلان در پادشاهی آرالوئن، نیروهایش را بسیج کرده تا به سرزمین دانکن حمله کند. ویل، که اینک به پانزده سالگی رسیده و برای رنجری پذیرفته شده، هنوز نمی‌داند که رنجرها نگهبانان واقعی سرزمینش هستند و وظیفه دارند تا رسیدن ارتش با دشمن بجنگند و او را از پیشروی بازدارند. نبرد بزرگی در پیش است. جنگاوران جوان مجموعه‌ای فانتزی است که جان فلانگان آن را، در 10 جلد، برای نوجوانان، نوشته و ادعا می‌کند که…

مراقب خودت باش جناب دایناسور!

مریم حسینیان دایناسورها، با آن جثه‌ی بزرگ و زندگی طولانی‌ای که داشته‌اند، چه در دنیای داستان و چه در انیمیشن‌های جذاب، توجه خیلی‌ها را به خود جلب کرده‌اند. زندگی جدید جناب دایناسور قصه‌ی یکی از دایناسورهای بزرگ و غمگین است که دلش از نمایش تکراری موزه گرفته و به دنبال زندگی بهتری می‌گردد. دانی می‌داند که آخرین دایناسور دنیاست و همیشه دلش شور می‌زند که یک روز بمیرد و نسل دایناسورها برای همیشه منقرض شود؛ برای همین خیلی مراقب خودش است. یک روز صبح، دانی تصمیم می‌گیرد موزه را ترک کند و این اول ماجرای دایناسور قصه‌ای است که می‌خواهد، برای بیش‌تر زنده ماندن، شیوه‌ی تکراری زندگی‌اش را عوض کند. خانه‌ی دانی و کاناپه‌ی رو به تلویزیونش او را راهنمایی می‌کند به دنیایی دیگر؛ جایی به نام «مؤسسه‌ی بچه‌های بد» که به گمان دانی می‌تواند شروع تازه‌ای باشد برای تجربه‌ای تازه و با نشاط. خانم یونا زرافه‌ی زیبا و مهربانی…

وسوسه، فراموشی و رهایی

شهره کائدی روی جلد کتاب این عبارات را می‌بینیم: «اتاق تجربه‌ی رمان نوجوان». به نظر می‌رسد، در مکانی، افرادی که شوق نوشتن و دستی بر قلم دارند، مشغول کسب تجارب اولیه‌ی نگارش برای مخاطب نوجوان هستند. در مقدمه، فریدون عموزاده خلیلی از نحوه‌ی شکل‌گیری این فعالیت می‌گوید و به نقش خودش، در آن، این‌گونه اشاره می‌کند: «وسوسه‌ی نوشتن را به جان آن‌ها انداختن، ترغیب‌شان به فراموشی آن‌چه خوانده‌اند و بعد قلم‌شان را در سفیدی مطلق رها کردن». او، هم‌چون یک مربی صبور، ناظر آزمون و خطای متقاضیان بوده و مسلماً از دور، هادی آنان. نام اثر، روزنوشت‌های درخت ته کلاس، دغدغه‌ها و علایق نوجوانان را تداعی می‌کند. کتاب را باز می‌کنیم و با خواندن صفحاتی از آن، با نوعی خاطره‌نویسی و ثبت حوادثی که در مدرسه و خانه اتفاق می‌افتد مواجه می‌شویم. فصل‌های کتاب، مثل یک دفترچه خاطرات، تقویم‌وار، براساس روز و ماه هستند. 29 فصل، از 12 مهر تا…

رؤیای فصل خاکستر

آتوسا صالحی «گربه و دختر با هم بزرگ شده بودند، عادت‌های شبیه به هم داشتند، مثلاً هر دو از آفتاب متنفر بودند. صبح‌های تابستان، که گربه‌ها توی آفتاب لم می‌دادند و تن‌شان را لیس می‌زدند، دختر گربه‌ی خودش را بغل می‌کرد و پرده‌های اتاق را می‌کشید که نور خورشید اذیت‌شان نکند. دختر برای گربه کتاب می‌خواند، گربه گوش می‌داد، و وقتی خوشش می‌آمد، میو میو می‌کرد. اما دوست داشتن کتاب و تنفر از آفتاب مهم‌ترین شباهت‌شان نبود. یک چیز مهم‌تر هم بود: گربه هفت تا جان داشت، دختر هم. (جشن خاکستر، صفحه‌ی 37)» ماه‌نگار دختری است در آستانه‌ی پانزده سالگی. مادرش، فروزنده، مثل اغلب مادرهای شهری، نگران است؛ مادری که مرتب به خاطر اشتباهات دخترش سرش غر می‌زند و از او خرده می‌گیرد. تازگی کتابی به دست ماه‌نگار افتاده: کتابی معمایی، که انگار با زندگی واقعی‌اش گره خورده است. زندگی شخصیت دخترِ توی داستان شباهت زیادی به زندگی مادرش دارد.…

پس چرا این‌قدر ساکتی؟

مریم حسینیان دوستی اتفاق مهمی در دنیای آدم‌هاست. هر کسی دلش می‌خواهد زبان مشترکی با بغل دستی‌اش داشته باشد. بچه‌ها هم از این قاعده مستثنی نیستند؛ تنها تفاوت میان بچه‌ها و آدم بزرگ‌ها گم شدن کلمه‌هاست. ممکن است کلمه‌ها جایی پنهان شوند و دست‌نیافتنی باشند. آدم بزرگ‌ها به روی خودشان نمی‌آورند که کلمه‌ها را گم کرده‌اند، ولی بچه‌ها از همان اول به دنبال دوست می‌گردند؛ برای‌شان هم فرقی نمی‌کند که کلمه‌ها مثل دکمه‌ی لباسی سبز کنده شده باشند و مثلاً توی چشم‌های پنگوئنی ساکت قایم شده باشند. پنگوئن قصه‌ی گم شدن کلمه‌هاست. بن کوچولو با هدیه‌ای عجیب و زیبا روبه‌رو می‌شود: یک پنگوئن سیاه و سفید که با چشم‌های گردش به او خیره شده است. بن به دنبال شنیدن کلمه‌ای کوتاه از زبان دوست جدیدش است. پسر کوچولو دلش می‌خواهد با پنگوئن دوست شود؛ پس هر کاری که از دستش برمی‌آید انجام می‌دهد. کتاب پنگوئن یک کتاب مصور است. این…

یک تکانی بخور!

شهره کائدی وقت‌هایی می‌شود که هر چه به آدم بزرگ‌ها، به بچه‌ها، به هر کس که کارش داشته باشیم، درخواستی را می‌گوییم، هیچ‌کس را پیدا نمی‌کنیم که به حرف‌مان گوش کند. حالا گوش که نمی‌کنند، انگار می‌خواهند لجبازی کنند، سر جا و حرف خودشان می‌ایستند؛ یک جور قُد بازی حرص دربیار. آدم فکر می‌کند طرف تنبل است و تن به هیچ کاری نمی‌دهد، ولی تنبل نیست، تحرک دارد، اما کارهایی که باید بکند، نمی‌کند. شما دور و برتان از این‌جور آدم‌ها نیست؟ خوش به حال‌تان! مگر می‌شود؟ خوب نگاه کنید. به آدمی که سرتق و لجباز، بدون هیچ انعطافی، سر جا و موضع خودش می‌ایستد و تکان نمی‌خورد، چه می‌گویند؟ آدم دگم، انعطاف‌ناپذیر، سرتق… اسمش هرچه باشد، مسلماً نتیجه‌ی کار یا به بگومگو و دعوا ختم می‌شود یا، اگر طرف خیلی خوش‌شانس باشد، فقط رفتارش قضاوت می‌شود؛ در غیر این صورت که توهین و بی‌احترامی رو شاخش است. اسب داستان…

دوستی کاغذی با شیر

کودکان عاشق حیوانات هستند و به‌ویژه جزء آرزوهای‌شان است که به سیرک بروند یا حیوان خانگی برای خود داشته باشند. کتاب عجب سیرکی هم بر این نکته انگشت گذاشته است. وقتی کودکان کتاب را باز می‌کنند، همراه شخصیت کودک داخل کتاب می‌شوند و پا به سیرک بزرگ می‌گذارند؛ سیرکی که بارها در کتاب‌های دیگر دیده‌اند، اما این‌بار نقاشی‌هایش کمی متفاوت است. در هر صفحه‌ی کتاب، آن‌ها با یکی از شگفتی‌های داخل یک سیرک روبه‌رو می‌شوند. این بار کارشان تنها دیدن نیست، بلکه باید فعالیتی هم انجام دهند؛ مثلا چتر یکی از اعضای سیرک را پیدا کنند، کشف کنند که فیل داخل سیرک از چه می‌ترسد، یا پیدا کنند سیاه مال کدام یک از بندبازان است. روی جلد کتاب نوشته شده است «خواندن از من… بازی از تو…». در واقع این کتاب یک فرصت برای همراهی کودک و پدر و مادر است؛ هم فال است و هم تماشا. وقتی کتاب برای…