رِنجر‌ی به نام ویل

علی خاکبازان «مادر این طفل در زایشگاه مُرده است. پدر مثل قهرمانی جنگیده و کشته شده. لطفاً از او نگهداری کنید. نامش ویل است. «پدرش مبارز سلحشوری بود و لابد انتظار داشت ویل هم پا جای پای او بگذرد. برای همین، انتخاب شدنش در مدرسه‌ی نظامی اهمیت زیادی داشت؛ هرچه احتمال این انتخاب کم‌تر می‌شد، ویل با ولع بیش‌تری به این رؤیا چنگ می‌زد.» (از متن کتاب) مورگاراث، فرمانروای کوهستان باران و ظلمت، ارباب پیشین سرزمین گورلان در پادشاهی آرالوئن، نیروهایش را بسیج کرده تا به سرزمین دانکن حمله کند. ویل، که اینک به پانزده سالگی رسیده و برای رنجری پذیرفته شده، هنوز نمی‌داند که رنجرها نگهبانان واقعی سرزمینش هستند و وظیفه دارند تا رسیدن ارتش با دشمن بجنگند و او را از پیشروی بازدارند. نبرد بزرگی در پیش است. جنگاوران جوان مجموعه‌ای فانتزی است که جان فلانگان آن را، در 10 جلد، برای نوجوانان، نوشته و ادعا می‌کند که…

مراقب خودت باش جناب دایناسور!

مریم حسینیان دایناسورها، با آن جثه‌ی بزرگ و زندگی طولانی‌ای که داشته‌اند، چه در دنیای داستان و چه در انیمیشن‌های جذاب، توجه خیلی‌ها را به خود جلب کرده‌اند. زندگی جدید جناب دایناسور قصه‌ی یکی از دایناسورهای بزرگ و غمگین است که دلش از نمایش تکراری موزه گرفته و به دنبال زندگی بهتری می‌گردد. دانی می‌داند که آخرین دایناسور دنیاست و همیشه دلش شور می‌زند که یک روز بمیرد و نسل دایناسورها برای همیشه منقرض شود؛ برای همین خیلی مراقب خودش است. یک روز صبح، دانی تصمیم می‌گیرد موزه را ترک کند و این اول ماجرای دایناسور قصه‌ای است که می‌خواهد، برای بیش‌تر زنده ماندن، شیوه‌ی تکراری زندگی‌اش را عوض کند. خانه‌ی دانی و کاناپه‌ی رو به تلویزیونش او را راهنمایی می‌کند به دنیایی دیگر؛ جایی به نام «مؤسسه‌ی بچه‌های بد» که به گمان دانی می‌تواند شروع تازه‌ای باشد برای تجربه‌ای تازه و با نشاط. خانم یونا زرافه‌ی زیبا و مهربانی…

وسوسه، فراموشی و رهایی

شهره کائدی روی جلد کتاب این عبارات را می‌بینیم: «اتاق تجربه‌ی رمان نوجوان». به نظر می‌رسد، در مکانی، افرادی که شوق نوشتن و دستی بر قلم دارند، مشغول کسب تجارب اولیه‌ی نگارش برای مخاطب نوجوان هستند. در مقدمه، فریدون عموزاده خلیلی از نحوه‌ی شکل‌گیری این فعالیت می‌گوید و به نقش خودش، در آن، این‌گونه اشاره می‌کند: «وسوسه‌ی نوشتن را به جان آن‌ها انداختن، ترغیب‌شان به فراموشی آن‌چه خوانده‌اند و بعد قلم‌شان را در سفیدی مطلق رها کردن». او، هم‌چون یک مربی صبور، ناظر آزمون و خطای متقاضیان بوده و مسلماً از دور، هادی آنان. نام اثر، روزنوشت‌های درخت ته کلاس، دغدغه‌ها و علایق نوجوانان را تداعی می‌کند. کتاب را باز می‌کنیم و با خواندن صفحاتی از آن، با نوعی خاطره‌نویسی و ثبت حوادثی که در مدرسه و خانه اتفاق می‌افتد مواجه می‌شویم. فصل‌های کتاب، مثل یک دفترچه خاطرات، تقویم‌وار، براساس روز و ماه هستند. 29 فصل، از 12 مهر تا…

رؤیای فصل خاکستر

آتوسا صالحی «گربه و دختر با هم بزرگ شده بودند، عادت‌های شبیه به هم داشتند، مثلاً هر دو از آفتاب متنفر بودند. صبح‌های تابستان، که گربه‌ها توی آفتاب لم می‌دادند و تن‌شان را لیس می‌زدند، دختر گربه‌ی خودش را بغل می‌کرد و پرده‌های اتاق را می‌کشید که نور خورشید اذیت‌شان نکند. دختر برای گربه کتاب می‌خواند، گربه گوش می‌داد، و وقتی خوشش می‌آمد، میو میو می‌کرد. اما دوست داشتن کتاب و تنفر از آفتاب مهم‌ترین شباهت‌شان نبود. یک چیز مهم‌تر هم بود: گربه هفت تا جان داشت، دختر هم. (جشن خاکستر، صفحه‌ی 37)» ماه‌نگار دختری است در آستانه‌ی پانزده سالگی. مادرش، فروزنده، مثل اغلب مادرهای شهری، نگران است؛ مادری که مرتب به خاطر اشتباهات دخترش سرش غر می‌زند و از او خرده می‌گیرد. تازگی کتابی به دست ماه‌نگار افتاده: کتابی معمایی، که انگار با زندگی واقعی‌اش گره خورده است. زندگی شخصیت دخترِ توی داستان شباهت زیادی به زندگی مادرش دارد.…

پس چرا این‌قدر ساکتی؟

مریم حسینیان دوستی اتفاق مهمی در دنیای آدم‌هاست. هر کسی دلش می‌خواهد زبان مشترکی با بغل دستی‌اش داشته باشد. بچه‌ها هم از این قاعده مستثنی نیستند؛ تنها تفاوت میان بچه‌ها و آدم بزرگ‌ها گم شدن کلمه‌هاست. ممکن است کلمه‌ها جایی پنهان شوند و دست‌نیافتنی باشند. آدم بزرگ‌ها به روی خودشان نمی‌آورند که کلمه‌ها را گم کرده‌اند، ولی بچه‌ها از همان اول به دنبال دوست می‌گردند؛ برای‌شان هم فرقی نمی‌کند که کلمه‌ها مثل دکمه‌ی لباسی سبز کنده شده باشند و مثلاً توی چشم‌های پنگوئنی ساکت قایم شده باشند. پنگوئن قصه‌ی گم شدن کلمه‌هاست. بن کوچولو با هدیه‌ای عجیب و زیبا روبه‌رو می‌شود: یک پنگوئن سیاه و سفید که با چشم‌های گردش به او خیره شده است. بن به دنبال شنیدن کلمه‌ای کوتاه از زبان دوست جدیدش است. پسر کوچولو دلش می‌خواهد با پنگوئن دوست شود؛ پس هر کاری که از دستش برمی‌آید انجام می‌دهد. کتاب پنگوئن یک کتاب مصور است. این…

یک تکانی بخور!

شهره کائدی وقت‌هایی می‌شود که هر چه به آدم بزرگ‌ها، به بچه‌ها، به هر کس که کارش داشته باشیم، درخواستی را می‌گوییم، هیچ‌کس را پیدا نمی‌کنیم که به حرف‌مان گوش کند. حالا گوش که نمی‌کنند، انگار می‌خواهند لجبازی کنند، سر جا و حرف خودشان می‌ایستند؛ یک جور قُد بازی حرص دربیار. آدم فکر می‌کند طرف تنبل است و تن به هیچ کاری نمی‌دهد، ولی تنبل نیست، تحرک دارد، اما کارهایی که باید بکند، نمی‌کند. شما دور و برتان از این‌جور آدم‌ها نیست؟ خوش به حال‌تان! مگر می‌شود؟ خوب نگاه کنید. به آدمی که سرتق و لجباز، بدون هیچ انعطافی، سر جا و موضع خودش می‌ایستد و تکان نمی‌خورد، چه می‌گویند؟ آدم دگم، انعطاف‌ناپذیر، سرتق… اسمش هرچه باشد، مسلماً نتیجه‌ی کار یا به بگومگو و دعوا ختم می‌شود یا، اگر طرف خیلی خوش‌شانس باشد، فقط رفتارش قضاوت می‌شود؛ در غیر این صورت که توهین و بی‌احترامی رو شاخش است. اسب داستان…

NO1-16

روباهی که می‌خواست خودش باشد

آزاده نجفیان: روبی روباه نوجوانی است که با مادر و ناپدری پولدار، اما خسیسش زندگی می‌کند. او با فرارسیدن تابستان تصمیم می‌گیرد کاری پیدا کند تا مجبور نباشد از ناپدری‌اش پول توجیبی بگیرد. پس از جستجوی بسیار در یک شغل عجیب استخدام می‌شود، اما مادرش این کار تازه‌ی او را دوست ندارد و سعی می‌کند جلوی او را بگیرد و با او درگیر می‌شود، اما در این درگیری دم روبی کنده می‌شود و او به بیماری «سر و تهی»، که مخصوص روباه‌های دُم‌کنده است، دچار می‌شود. روبی تمام جملات را سروته می‌گوید و این آغاز تابستان پر ماجرای او است. روبی کمی با بقیه‌ی روباه‌ها متفاوت است و از نظر آن‌ها روباه کاملی نیست. در مدرسه به «روبی یک کلک» مشهور است، چرا که برخلاف روباه‌های دیگر تنها همان یک کلک روباه و زاغ را بلد است. اما او مصمم است مستقل شود و برای این آزادی و استقلال حتی…

NO1-15

تنها یک تلنگر

تفاوت گذاشتن میان دختر یا پسر یکی از موضوعات مهم خانواده‌ها و بچه‌های امروز است و کتاب «پیراهن بیل» به صورت گذرا به این مسئله پرداخته است. داستان از این قرار است که صبح زود مادر بیل لباسی صورتی با دگمه‌های صدفی به او می‌پوشاند؛ اعتراض‌های او به جایی نمی‌رسد و به این ماجرا تن می‌دهد. این لباس صورتی در ظاهر لباسی است مثل لباس‌های دیگر، اما به خاطر تصوری که از رنگ و شکل لباس در ذهن بیل و بقیه است، او با برخوردهای دیگری روبه‌رو می‌شود. این داستان به نحوی از این موضوع استفاده کرده تا به تفاوت‌ها اشاره کند. انتظاری که از دخترها و پسرها دارند متفاوت است. پسرها حق‌هایی دارند که آن‌ها را برای دخترها قایل نیستند. فراموش نکنیم این اتفاق در کشوری دیگر، هر چند در سال‌های بسیار دور، می‌افتد. از دخترها انتظار پاکیزیگی دارند، انتظار اینکه بی‌سروصدا باشند و بپذیرند بازی نکنند، و اینکه…