soosantaghdis

مثل صدای یک نویسنده که آبی باشد

سید نوید سید علی اکبر ۱. جهان داستانی سوسن طاقدیس، آنچنان با من – چه به عنوان نویسندهٔ کودک و چه حتی به عنوان منتقد و خواننده- بیگانه و غریب است که شاید خنده‌دار باشد نوشته‌ای برای او بنویسم. انگار در دو سرزمین جداگانه، انگار در دو دنیای گوناگون زندگی می‌کنیم. تنها فصل مشترکی که ما را به هم پیوند می‌دهد، نوشتن برای کودکان است. من در این متن، به عنوان بیگانه‌ای در این جهان، تنها به روزنه‌هایی می‌اندیشم که بتوانم شبیه به دزد‌ها یا شاید کاشف سرزمین غیر، به دنیای ذهنی سوسن طاقدیس وارد شوم، دست بسایم و خو بگیرم. ۲. موش‌ها اولین موجوداتی بودند که حفره‌ای برای من به این دنیا باز کردند. موش‌های کوچکی که در خانه‌های کوچک و تاریکی در زیرِ زمین زندگی ‌می‌کردند و حوصله‌شان از تنهایی سر رفته بود. «مثل همیشه، یکی بود، یکی نبود. زیر گنبد کبود…، نه! گنبد کبود یعنی آسمان؛ او…