شجاعت و پرخوری در ساحل

از‌‌ همان صفحه‌ی اول کتاب، در دل ماجراییم. صفحه‌ی اول کتاب برگ اول دفتر خاطرات تیم است. تیم می‌خواهد همراه پدر و مادر و دوستش بیسکوتیز به شهر ساحلی لن پیس تیل برود. تیم، پسربچه‌ی لاغر داستان، به راحتی احساساتش را بیان می‌کند: اینکه از خرید خوشش می‌آید و گاهی برای پدرش نگران می‌شود. او از فکرهای بکر پدرش چندان دلخوشی ندارد، اما این بار ماجرا برایش جالب است، زیرا قرار است دوستش همراهشان بیاید. نویسنده از زبان تیم جزییات زیادی را تشریح کرده است و این شاید برای خواننده‌ی بزرگسال نیز جالب باشد. اما کمی که از فصل اول می‌گذرد، درمی‌یابیم که هر فصل با برگه‌های خاطرات این دو پسربچه آغاز می‌شود که در واقع پیش‌درآمد اتفاقی است که بعد‌تر می‌افتد. همراهی دو پسربچه، با تفاوت‌های زیاد، یکی از عوامل جذابیت کتاب است؛ مثلاً یکی مدام دهانش پر است و چیزی می‌خورد، دیگری بدغذاست. این تنها تفاوت‌های دو پسر…