NO1-2

وقتی آدم‌ها از دل کتاب بیرون می‌آیند…

«مگی» و پدرش، «مو»، عاشق کتاب هستند و زیاد کتاب می‌خوانند. مو نیروی عجیبی دار؛. او می‌تواند با بلند خواندن شخصیت‌های کتاب را به دنیای واقعی بیاورد، اما شخصیت‌های داستانی وارد زندگی آنها شده و دردسرآفرین شده‌اند. شب قبل از سفر بیگانه‌ای وارد خانه‌ی آنها می‌شود؛ مگی از او می‌ترسد… بیگانه کسی نیست، جز «گرد انگشت»، یک شخصیت داستانی خسته از دنیای شلوغ و پرسروصدا، که حالا می‌خواهد برگردد به کتاب. ماجراهایی پیش می‌آید و مگی می‌فهمد مو، با هدف مخفی کردن کتاب سیاه‌قلب، راهی سفر شده است. مو کتاب را در کتابخانه‌ی «خاله الینور» مخفی می‌کند، اما شبانه آدم‌های «کاپریکورن»، یکی دیگر از شخصیت‌های کتاب سیاه‌قلب، سر می‌رسند و مو و سیاه‌قلب را با خودشان می‌برند. خاله الینور و مگی برای نجات جان مو به محل اقامت کاپریکورن می‌روند. درزندان مگی پی به راز عجیبی می‌برد: مو می‌گوید یک روز، که داشته با صدای بلند سیاه قلب را می‌خوانده،…