Lakposht-NO-7

قدرت تصویر

برای چه کسی زندگی می‌کنی؟ خودت یا دیگران؟ کرمی را می‌شناسم که تصمیم گرفت برای شنیدن «صدآفرین گفتن» دیگران، هر کاری بکند. البته بیچاره کارهایی می‌کرد که به نفع دیگران هم بود؛ آتش جنگل را خاموش کرد، تونل طولانی از این سر شهر به آن سر ساخت، برج بلند ساخت و… راستی داشت یادم می‌رفت بعضی وقت‌ها هم که کاری نبود انجام بدهد تا صدآفرین بشنود، هر طوری بود یک کاری جور می‌کرد. یک روز که از کنار سد بزرگی می‌گذشت، با زحمت سوراخ کوچکی در سد ایجاد کرد. بعد همۀ تنش را باد کرد و خودش را توی سوراخ جا کرد و با صدای بلند فریاد زد تا همه فداکاری او را ببینند! او خودش را به آب و آتش می‌زد تا دیگران تأییدش کنند و حسابی هم معروف شده بود، اما یک روز دید که تنها و غمگین است! هیچ کس را ندارد! خیلی خسته است! یعنی یک…

Lakposht-NO-2

داستان پیامبران

داستان پیامبران، در سال‌های اخیر مورد توجه ناشران و نویسندگان قرار گرفته است و در فهرست کتاب‌های هر فصل می‌توان نمونه‌هایی از داستان‌های پیامبران را یافت. هم چنین این داستان‌ها، معمولاً از سوی خانواده‌ها نیز مورد استقبال قرار می‌گیرد. داستان پیامبران، افزون بر جنبه دینی و معنوی که برای بسیاری از خانواده‌های ایرانی دارد، برای بچه‌ها از جنبه‌های دیگری نیز جذاب است. وجود ماجراهایی جالب در این داستان‌ها و گاهی عجین شدن این ماجرا‌ها با معجزه، فضایی پر از هیجان را برای بچه‌ها می‌سازد که آنان را شگفت زده می‌کند. با این حال، متاسفانه باید گفت که همین علاقه و استقبال باعث شده است که نمونه‌های بی‌کیفیت این کتاب‌ها نیز در بازار کتاب ایران زیاد باشد؛ به عبارت دیگر بیشتر کتاب‌هایی که در این زمینه منتشر می‌شود، علیرغم حسن نیتی که پشت انتشار بسیاری از آن‌ها وجود دارد، از ارزش ادبی و هنری مناسبی که شایسته این موضوع باشد، برخوردار…

Lakposht-NO-1

رنگین کمان خیال

فرض کنید کیفتان باردار است و حالا دارد وضع حمل می‌کند. او سه قلو به دنیا می‌آورد. دو تا دختر و یک پسر! اما این همهٔ ماجرا نیست. قرار است شما با خیالتان صبحانه بخورید. آن هم چه صبحانه‌ای! اوکاماج با پنیر! اما درست در زمانی که در این خیال خوش و نوستالژیک غوطه ور هستید، خبر می‌آورند که کیفتان دارد وضع حمل می‌کند. آن هم سه قلو. یک پسر و دو تا دختر. سر و صدا‌ها که می‌خوابد، باز هم به سراغ خیالتان می‌روید تا کمی بخوابید، اما نمی‌شود. باید از خانه بیرون بروید وگرنه اداره دیر می‌شود. اینجا در دنیای این داستان، همه چیز امکان پذیر است. می‌توانید غرورتان را در خانه جا بگذارید و وسط کوچه به یادش بیفتید. می‌توانید با سایه و خیال و غرورتان به خرید بروید و از پیرمرد خنزرپنزری چاه بخرید. چاه اصل! نه چینی و تقلبی! می‌توانید عروسی خانم کلاغه را جشن…

Lakposht-NO-19

جایی میان داستانک و شعر

دودکش‌ها زمستان خانه‌ها کشتی می‌شوند از دودکش‌هایشان دود بیرون می‌آید ولی حیف توی خشکی گیر کرده‌اند! «شماره تلفن پرنده‌ها» کتاب کوچکی است که اگرچه ناشر آن را به عنوان شعر منتشر نکرده و نام «نویسنده» بر روی آن درج نشده است، اما می‌توان گفت مجموعه شعری است در قالب سپید برای کودکان. با اینکه تعدادی از شعرهای این مجموعه، از ساختمان شعری برخوردار نیست و در حد یک روایت یا یک ایده سادهٔ کودکانه یا حتی داستانک باقی مانده است، اما حتی همان‌ها نیز خواندنی‌اند و کودکان را به تماشایی متفاوت دعوت می‌کنند. زبانِ شعرهای این مجموعه ساده‌اند و در اغلب آن‌ها، با نگاهی کودکانه، پدیده‌ها و موضوع‌های مورد نظر شاعر بیان شده است. شاعر در این کتاب، به موضوع‌های مختلفی مانند طبیعت و مسایل اجتماعی پرداخته است و نگاهی معنوی نیز در بسیاری از شعر‌ها به چشم می‌خورد. این کتاب اگرچه با تصویر همراه است، اما تصاویر آن تک…

NO1-14

در حد حوصله‌ی بچه‌ها

هر کس کودکی در خانه داشته باشد و به کودکش اهمیت بدهد، قصه‌گویی و قصه‌خوانی برایش کاری همیشگی خواهد بود. اگر بچه‌ها را عادت بدهیم قصه می‌خواهند و اگر آن‌ها از قصه‌های تکراری خسته نشوند، ما، از تکرار کردن قصه‌هایی که بلدیم و چند کتابی که دمِ‌دست داریم، خسته می‌شویم. شاید به همین خاطر است که مدت‌ها است انتشار کتاب‌های پرقصه، که برای هر شب یک قصه گذاشته‌اند، باب شده‌. از این دست کتاب‌ها تاکنون مجموعه‌های زیادی منتشر شده است و برخی از این مجموعه‌ها کاربردی و از نظر ادبی و هنری مناسب هستند. «کتاب‌های نارنجی»، که مجموعه‌ای از کتاب‌هایی کوچک و خوش‌دست و خوش‌آب‌ورنگ است، با همین ایده‌ی کلی منتشر شده، اما تفاوت‌هایی نیز با بقیه‌ی این نوع کتاب‌ها دارد. بهار ۱۳۹۰ از این مجموعه ۱۱ کتاب منتشر شد. این قصه‌ها برای بچه‌های ۶ تا ۱۰ ساله منتشر شده است، اما کسانی که اهل قصه‌خوانی برای بچه‌هایشان هستند می‌توانند…

NO1-11

دقیقه‌های حیاتی

دقیقه¬ها واحد نسبتاً کوچکی از زمان هستند، اما گاهی اوقات می¬توانند نقشی بسیار حیاتی در زندگی آدم-ها ایفا کنند؛ برای مثال شاید اگر زلزله¬ی بم یک دقیقه کمتر طول می¬کشید تعداد کمتری از آدم¬ها جانشان از دست می¬دادند. شاید هم اگر پدر و مادر رها یک دقیقه زودتر از خواب بیدار می¬شدند زنده می¬ماندند و آن وقت رها دیگر دختر مینو و سعید نمی¬شد. یک دختر بمی باقی می¬ماند و شاید یک روز در مسابقه‌های فینال شطرنج رقیبی از تهران را شکست می¬داد؛ اما ثانیه¬ها و دقایق کار خودشان را کردند و رها شد دختر مینو؛ مینویی که سالها این واقعیت را از او مخفی کرد و نمی¬دانست بالأخره روزی ناگزیر از مواجهه با واقعیت است؛ واقعیتی که دستمایه¬ی رمان حتی یک دقیقه کافی است شده و خواننده 192 صفحه را با اشتیاق می¬خواند تا ببیند سرانجام چطور این واقعیت بازگو می¬شود. هویت دغدغه¬ی همه¬ی آدم¬ها، به‌ویژه در سن نوجوانی،…

NO1-3

یک عاشقانه‌ی ظریف در حاشیه و جنگ و پیانو

اگر کسی پیدا شود و بپرسد که چرا باید این کتاب را بخواند، می‌گویم به خاطر آن قسمت داستان که سارا، بعد از ساعت‌ها توی صف ایستادن برای آب، از خستگی سطل را زمین می‌اندازد و همه‌ی آب‌ را می‌ریزد. درست است که حسابی گریه می‌کند، اما حضور یونس و حسی که سارا از این اتفاق تجربه می‌کند، به این‌ها می‌ارزد. عاشقانه‌ی ظریف کتاب توی همین صحنه‌ها خودش را نشان می‌دهد. وقتی یونس نه تنها به جای کوکو همسفر سارا و خانواده‌اش می‌شود، بلکه کم‌کم جای پیانو را هم در دل سارا می‌گیرد. سارا نوجوان نوازنده‌ای است که با پدر و مادر و برادرش، سام، در خوزستان زندگی می‌کند و پیانویش «کوکو» را مثل یکی از اعضای خانواده‌اش دوست دارد، اما جنگ این حرف‌ها را نمی‌فهمد و سارا از‌‌ همان اوایل داستان و هنگام فرار از شهر باید بین بردن کوکو و نجات دادن جان یونس و بی‌بی یکی را…