NO1-11

دقیقه‌های حیاتی

دقیقه¬ها واحد نسبتاً کوچکی از زمان هستند، اما گاهی اوقات می¬توانند نقشی بسیار حیاتی در زندگی آدم-ها ایفا کنند؛ برای مثال شاید اگر زلزله¬ی بم یک دقیقه کمتر طول می¬کشید تعداد کمتری از آدم¬ها جانشان از دست می¬دادند. شاید هم اگر پدر و مادر رها یک دقیقه زودتر از خواب بیدار می¬شدند زنده می¬ماندند و آن وقت رها دیگر دختر مینو و سعید نمی¬شد. یک دختر بمی باقی می¬ماند و شاید یک روز در مسابقه‌های فینال شطرنج رقیبی از تهران را شکست می¬داد؛ اما ثانیه¬ها و دقایق کار خودشان را کردند و رها شد دختر مینو؛ مینویی که سالها این واقعیت را از او مخفی کرد و نمی¬دانست بالأخره روزی ناگزیر از مواجهه با واقعیت است؛ واقعیتی که دستمایه¬ی رمان حتی یک دقیقه کافی است شده و خواننده 192 صفحه را با اشتیاق می¬خواند تا ببیند سرانجام چطور این واقعیت بازگو می¬شود. هویت دغدغه¬ی همه¬ی آدم¬ها، به‌ویژه در سن نوجوانی،…