مثل یک تلنگر…

چه‌قدر طول می‌کشد تا تأثیر تلنگری که به شما زده می‌شود کاملاً از خاطرتان برود؟ به نظرم پاسخ این پرسش بستگی به این دارد که کجای شما تلنگر خورده باشد، در چه وضعیت ذهنی و روحی‌ای این تلنگر را خورده باشید، و بالاخره چه‌قدر این تلنگر توانسته باشد شما را تکان بدهد. اما بچه‌ها ـ منظورم کودکانی است که در نخستین دهه‌ی زندگی خود به سر می‌برند ـ ممکن است تلنگرهایی را تجربه کنند که تأثیرشان تا مدت‌ها، حتی شاید تا آخر عمر، باقی بماند. کتاب قصه‌های قورت‌دادنی در واقع مجموعه‌ای از قصه‌های بسیار بسیار کوتاه است که می‌خواهد چنین تلنگرهایی به ذهن و روح بچه‌ها بزند. این کتاب مجموعه حکایاتی است با مضامین شبه فلسفی، که گاه تنه به حکایت‌های سنتی خودمان می‌زنند و در حقیقت می‌خواهد نخستین رویارویی کودکان را با مفاهیم اصلی سبک زندگی ترتیب دهد. در این کتاب مضامینی مثل نوع‌دوستی، غرور، خودخواهی، مرگ، زندگی نیک…

یاد کودکی

کتاب جوجه‌تیغی مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه است. هر قصه انگار خاطره‌ای است از زمان کودکی، از سنین پیش از مدرسه، و از خانه و خانواده‌ی راوی. قصه‌ها کوتاهند: دو صفحه یا کمی بیش‌تر یا کم‌تر. خاطره‌ها پرماجرا نیستند: لحظه‌هایی هستند که در یاد راوی قصه مانده‌اند؛ صحنه‌هایی که در کنار هم حال و هوای کودکی را به تصویر می‌کشند. کودک با پدر، مادر، و برادرش در خانه‌ای زندگی می‌کند، اما انگار بیش‌تر با دیوارها، حیاط، و باغچه‌ی کوچکش، راه‌های خاکی بیرون خانه و محله آشناست، قواعدشان را می‌شناسد و در درون آن‌ها زندگی می‌کند. شهر داستان یکی از شهرهای بزرگ سوریه است. خانواده‌ی کتاب ثروتمند نیست، فقیر هم نیست؛ مثل خود شهر. فضای قصه برای ما آشناست. زکریا تامر، نویسنده‌ی بزرگ سوری، در این کتاب خود از کودکی شهرنشینان کشورهای اسلامی تصاویری صریح و واقعی نشان می‌دهد. کودک معصوم نیست؛ تامر از کودکانی واقعی حرف می‌زند، نه از وهمی که…