شجاعت و پرخوری در ساحل

از‌‌ همان صفحه‌ی اول کتاب، در دل ماجراییم. صفحه‌ی اول کتاب برگ اول دفتر خاطرات تیم است. تیم می‌خواهد همراه پدر و مادر و دوستش بیسکوتیز به شهر ساحلی لن پیس تیل برود. تیم، پسربچه‌ی لاغر داستان، به راحتی احساساتش را بیان می‌کند: اینکه از خرید خوشش می‌آید و گاهی برای پدرش نگران می‌شود. او از فکرهای بکر پدرش چندان دلخوشی ندارد، اما این بار ماجرا برایش جالب است، زیرا قرار است دوستش همراهشان بیاید. نویسنده از زبان تیم جزییات زیادی را تشریح کرده است و این شاید برای خواننده‌ی بزرگسال نیز جالب باشد. اما کمی که از فصل اول می‌گذرد، درمی‌یابیم که هر فصل با برگه‌های خاطرات این دو پسربچه آغاز می‌شود که در واقع پیش‌درآمد اتفاقی است که بعد‌تر می‌افتد. همراهی دو پسربچه، با تفاوت‌های زیاد، یکی از عوامل جذابیت کتاب است؛ مثلاً یکی مدام دهانش پر است و چیزی می‌خورد، دیگری بدغذاست. این تنها تفاوت‌های دو پسر…

مثل یک تلنگر…

چه‌قدر طول می‌کشد تا تأثیر تلنگری که به شما زده می‌شود کاملاً از خاطرتان برود؟ به نظرم پاسخ این پرسش بستگی به این دارد که کجای شما تلنگر خورده باشد، در چه وضعیت ذهنی و روحی‌ای این تلنگر را خورده باشید، و بالاخره چه‌قدر این تلنگر توانسته باشد شما را تکان بدهد. اما بچه‌ها ـ منظورم کودکانی است که در نخستین دهه‌ی زندگی خود به سر می‌برند ـ ممکن است تلنگرهایی را تجربه کنند که تأثیرشان تا مدت‌ها، حتی شاید تا آخر عمر، باقی بماند. کتاب قصه‌های قورت‌دادنی در واقع مجموعه‌ای از قصه‌های بسیار بسیار کوتاه است که می‌خواهد چنین تلنگرهایی به ذهن و روح بچه‌ها بزند. این کتاب مجموعه حکایاتی است با مضامین شبه فلسفی، که گاه تنه به حکایت‌های سنتی خودمان می‌زنند و در حقیقت می‌خواهد نخستین رویارویی کودکان را با مفاهیم اصلی سبک زندگی ترتیب دهد. در این کتاب مضامینی مثل نوع‌دوستی، غرور، خودخواهی، مرگ، زندگی نیک…