شجاعت و پرخوری در ساحل

از‌‌ همان صفحه‌ی اول کتاب، در دل ماجراییم. صفحه‌ی اول کتاب برگ اول دفتر خاطرات تیم است. تیم می‌خواهد همراه پدر و مادر و دوستش بیسکوتیز به شهر ساحلی لن پیس تیل برود. تیم، پسربچه‌ی لاغر داستان، به راحتی احساساتش را بیان می‌کند: اینکه از خرید خوشش می‌آید و گاهی برای پدرش نگران می‌شود. او از فکرهای بکر پدرش چندان دلخوشی ندارد، اما این بار ماجرا برایش جالب است، زیرا قرار است دوستش همراهشان بیاید. نویسنده از زبان تیم جزییات زیادی را تشریح کرده است و این شاید برای خواننده‌ی بزرگسال نیز جالب باشد. اما کمی که از فصل اول می‌گذرد، درمی‌یابیم که هر فصل با برگه‌های خاطرات این دو پسربچه آغاز می‌شود که در واقع پیش‌درآمد اتفاقی است که بعد‌تر می‌افتد. همراهی دو پسربچه، با تفاوت‌های زیاد، یکی از عوامل جذابیت کتاب است؛ مثلاً یکی مدام دهانش پر است و چیزی می‌خورد، دیگری بدغذاست. این تنها تفاوت‌های دو پسر…

راز خانه به دوش

کلویی دختر نوجوان خیال‌پردازی است. او دوست دارد از زندگی پیرمرد خانه‌به‌دوشی که در پارک زندگی می‌کند سر دربیاورد. این کنجکاوی داستان آقای بوگندو را پیش می‌برد؛ داستان شکل گرفتن دوستی بین مردی که بارزترین ویژگی‌اش بوی گند است و دختری که یک مادر وسواسی دارد. مادر کلویی نامزد نمایندگی مجلس شده و اگر بفهمد دخترش یک خانه‌به‌دوش را با خودش به خانه آورده و او را در انباری پنهان کرده است قشقرق به پا می‌کند! شاید فضای این کتاب، در نگاه اول، خواننده را به یاد داستان‌های رولد دال بیندازد؛ مخصوصاً این‌که تصویرگر این کتاب هم کوئنتین بلیک است. شاید شخصیت‌پردازی‌های اغراق شده و فضای شوخ و شنگ کتاب هم در این یادآوری بی‌تأثیر نباشد. آقای بوگندو داستان خوش‌خوانی است، سریع جلو می‌رود و خواننده را با خودش به دنیای داستان می‌برد. خواننده هم، همراه کلویی، کنجکاو می‌شود تا از راز زندگی آقای بوگندو سر دربیاورد، از دست مادر…

مثل یک تلنگر…

چه‌قدر طول می‌کشد تا تأثیر تلنگری که به شما زده می‌شود کاملاً از خاطرتان برود؟ به نظرم پاسخ این پرسش بستگی به این دارد که کجای شما تلنگر خورده باشد، در چه وضعیت ذهنی و روحی‌ای این تلنگر را خورده باشید، و بالاخره چه‌قدر این تلنگر توانسته باشد شما را تکان بدهد. اما بچه‌ها ـ منظورم کودکانی است که در نخستین دهه‌ی زندگی خود به سر می‌برند ـ ممکن است تلنگرهایی را تجربه کنند که تأثیرشان تا مدت‌ها، حتی شاید تا آخر عمر، باقی بماند. کتاب قصه‌های قورت‌دادنی در واقع مجموعه‌ای از قصه‌های بسیار بسیار کوتاه است که می‌خواهد چنین تلنگرهایی به ذهن و روح بچه‌ها بزند. این کتاب مجموعه حکایاتی است با مضامین شبه فلسفی، که گاه تنه به حکایت‌های سنتی خودمان می‌زنند و در حقیقت می‌خواهد نخستین رویارویی کودکان را با مفاهیم اصلی سبک زندگی ترتیب دهد. در این کتاب مضامینی مثل نوع‌دوستی، غرور، خودخواهی، مرگ، زندگی نیک…

بیانِ تازه‌ای از تنهایی‌های درونیِ نوجوانی

شگفت‌زده را برایان سلزنیک نوشته و رضی هیرمندی ترجمه کرده است. قبل‌تر از این دو اسم کتاب دیگری را هم در فهرست لاک‌پشت پرنده معرفی کرده بودیم، اختراع هوگو کابره. در شگفت‌زده نیز شاهدِ تجربه‌ی تازه و جذابی هستیم که ناشی از شهامت و خلاقیت آقای سلزیک است. آخر او برای روایتِ داستانی که در ذهن داشته از رویکردی ابتکاری استفاده کرده و بخشی از ماجرای قهرمان‌هایش را در قالب تصویر و بخشی دیگر را در قالب متن تعریف می‌کند. مترجمِ کتاب این شیوه را «سینما رمان» نام‌گذاری کرده است؛ شاید برای این‌که وقتی خواننده کتاب را دست می‌گیرد انگار در حالِ تماشای یک فیلم سینمایی است. در «شگفت‌زده» با پسری نوجوان آشنا می‌شویم، به نام بن، که یک از گوش ناشنواست و مادرش را به تازگی از دست داده و بعد از این همه وقت باخبر شده که پدری هم دارد. رمان با این آگاهی شروع می‌شود و با…

یاد کودکی

کتاب جوجه‌تیغی مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه است. هر قصه انگار خاطره‌ای است از زمان کودکی، از سنین پیش از مدرسه، و از خانه و خانواده‌ی راوی. قصه‌ها کوتاهند: دو صفحه یا کمی بیش‌تر یا کم‌تر. خاطره‌ها پرماجرا نیستند: لحظه‌هایی هستند که در یاد راوی قصه مانده‌اند؛ صحنه‌هایی که در کنار هم حال و هوای کودکی را به تصویر می‌کشند. کودک با پدر، مادر، و برادرش در خانه‌ای زندگی می‌کند، اما انگار بیش‌تر با دیوارها، حیاط، و باغچه‌ی کوچکش، راه‌های خاکی بیرون خانه و محله آشناست، قواعدشان را می‌شناسد و در درون آن‌ها زندگی می‌کند. شهر داستان یکی از شهرهای بزرگ سوریه است. خانواده‌ی کتاب ثروتمند نیست، فقیر هم نیست؛ مثل خود شهر. فضای قصه برای ما آشناست. زکریا تامر، نویسنده‌ی بزرگ سوری، در این کتاب خود از کودکی شهرنشینان کشورهای اسلامی تصاویری صریح و واقعی نشان می‌دهد. کودک معصوم نیست؛ تامر از کودکانی واقعی حرف می‌زند، نه از وهمی که…

تنها در هفت ساعت!

میشائیل انده برای مخاطبان پیگیر ادبیات کودک و نوجوان نام آشنایی است. جادوگرانی که خودشان را جادو کردند رمانی فانتزی است که تنها در هفت ساعت اتفاق می‌افتد. این رمان چهار شخصیت دارد: دو جادوگر بدجنس، که سعی در نابودی کره‌ی زمین و پراکنده کردن شر دارند و یک کلاغ و یک گربه، که می‌خواهند با این دو جادوگر مبارزه کنند. دیوانه‌سرِ جادوگر و خاله‌اش از قراردادی که برای انجام کارهای شرورانه و نابودی کره‌ی زمین بسته‌اند عقب هستند. این رمان داستان تلاش‌های این دو برای ساختن معجونی است که با خوردن آن، در شب سال نو، آرزوی‌شان را برآورده کند؛ کلاغ و گربه هم مأمورند که جلوی این جادوگران را بگیرند. نام هر فصل کتاب یک ساعت است و اتفاقی را بیان می‌کند که در آن زمان رخ می‌دهد. این خط داستانی ساده، به دلیل شخصیت‌پردازی دقیق نویسنده، با جذابیت پیش می‌رود. یک گربه‌ی چاق و تنبل، که عاشق…

پرواز بر بلندای دیوار آهنین صفر و یک

می‌گویند نوجوانی دورانی است که فرد در آن، از طریق جامعه‌پذیری، از دنیای کودکی کنده و به دنیای بزرگ‌سالان وارد می‌شود. به همین دلیل نیز، آن‌چه فرد در دوران کودکی کسب کرده و ویژگی‌ها و امتیازهایی که به لحاظ شخصی از آن‌ها برخوردار بوده، با گذشتن از این دوره، یا مجوز ورود به زندگی بزرگ‌سالانه‌ی او را می‌گیرند و یا به‌عنوان ویژگی‌ای کودکانه کنار گذاشته می‌شوند و عملاً در گذر زمان مدفون می‌گردند. آخر بازی رمانی است که به نوجوان کمک می‌کند شکل ویژه‌ی تخیل خود را بازشناسی کند. استفاده از الگوی بازی‌های کامپیوتری و به جریان انداختن شکل ظریف و ویژه‌ای از تخیل هنرمندانه در این بستر مهم‌ترین ویژگی این رمان است. این تخیل هنرمندانه، که سرچشمه‌اش ماجراجویی‌های رایانه‌ایِ قهرمان داستان ـ آراز اقبالی ـ است، قصه و مخاطبش را به هزارتویی می‌برد، پر از صحنه‌های هیجان‌انگیز، اتفاقات پیش‌بینی‌ناپذیر و ماجراهای لذت‌بخشی که ایرانی بودن نویسنده‌ی آن لذت خواندن‌شان…

همزیستی مسالمت‌آمیز جادوگران و بقیه

«روی زمین، همه حق دارند بنالند. مردها، زن‌ها، جوان‌ها، پیرها، حتی حیوان‌ها هم می‌نالند. از زیادی عشق، از بی‌عشقی، از خانواده، از تنهایی، از کار، از دل‌تنگی، از گذر زمان، از وضع آب و هوا… و این‌گونه دنیا نق می‌زند.» این‌ها گفته‌های اورسول، مادرِ ورت است؛ مادری که جادوگر است، ولی نه کلاه نوک تیز سرش می‌گذارد، نه در قلعه زندگی می‌کند، نه خال گوشتی دارد. تنها مشکلش هم این است که دخترش، با وجود استعداد فراوان، چندان روی خوشی به حرفه‌ی او ـ جادوگری ـ نشان نمی‌دهد. ورت؛ دختری که دوست نداشت جادوگر شود داستان خانواده‌ای عجیب و غریب است که در آن جادوگری از مادران به دختران به ارث می‌رسد و مردان محرم رمز و رازهای‌شان نیستند؛ هر چند از مردها چهره‌ی بدی هم ارائه نمی‌دهد. ورت دختری است که باید میراث‌دار جادوگری باشد، ولی دوست ندارد. تا دل‌تان بخواهد استعداد دارد، شیرین‌کاری می‌کند، کارهای عجیب و غریب…